سبد مطالعاتی مثل سبد غذایی می‌ماند؛ برای اینکه بتوانیم تغذیۀ سالم داشته باشیم و مواد لازم برای سلامتی را به دست بیاوریم و از آن مهم‌تر از غذا خوردن لذت ببریم، لازم است که به آن تنوع ببخشیم.

تنوع بخشی در مطالعه، می‌تواند به دلایل مختلفی اتفاق بیفتد.

مثلاً به جای اینکه موقع بی‌انگیزگی، دست از مطالعه برداریم می‌توانیم خوراک مغزمان را عوض کنیم. یا وقت‌هایی که در زندگی مشکلات خاصی برای ما پیش می‌آید می‌توانیم دوز مصرف کتاب‌های خودیاری و … را بیشتر کنیم؛ چرا که این‌کار یعنی استقبال ما از ایده‌های تازه برای بهتر پیش‌بردن زندگی.

گاهی ممکن است دچار فکرکردن بیش‌ازحد بشویم، آن موقع هم می‌توانیم از کتاب‌های غیرداستانی به کتاب‌های داستانی پناه ببریم. و این‌گونه دقایقی فکرمان را روی یک موضوع خاص، متمرکز کنیم و خواننده و شنوندۀ افکار و حرف‌های شخصیت‌های داستان‌ها باشیم.

وقت‌هایی که درگیر منفی‌اندیشی و بدبینی می‌شویم، شاید بد نباشد که نسبت به کتاب‌های انگیزشی موضعمان را کنار بگذاریم و برای مدتی (مثلاً یک هفته) میزان خواندن کتاب‌هایی مثل چهار اثر، شفای زندگی، و… را بیشتر کنیم؛ خواندن اینجور کتاب‌ها قرار نیست ما را به آدم‌هایی خوش‌خیال تبدیل کند، اما کمی از غلظت منفی‌نگر بودن سمّی کم می‌کند.

البته که این تنوع و دسته‌بندی می‌تواند شکل‌های دیگری هم بگیرد. مثلاً ممکن است کسی در موقعیت‌های مشابه، دسته‌بندی متفاوتی از کتاب‌ها را انتخاب کند.

ضمناً این تغییر و تنوع کاملاً انعطاف‌پذیر است؛ یعنی اگر ببینیم یک‌بار خواندن کتابِ داستانی موقع فکر بیش‌ازحدکردن برای ما فایده داشته، ولی دفعه بعد در موقعیتی مشابه جواب نمی‌دهد، می‌توانیم خواندن کتابی از سبکی دیگر را امتحان کنیم.

خلاصۀ حرف من این است: به جای جنگیدن با احساس ناامیدی، راه‌های امیدوار ماندن را باز نگه‌داریم (و اگر لازم شد، بسازیم!).

البته که همه چیز فقط درخانه‌ماندن، توی اتاق خود را حبس‌کردن و کتاب‌خواندن نیست.

به فرض اینکه شما چیزهای دیگر را امتحان کرده باشید (طبیعت‌گردی و قدم‌زدن، نوشتن افکار و احوال، تماشای یک فیلم خوب، دیدار با یک عزیز و…)، ایدۀ تنوع در سبد مطالعاتی هم می‌تواند پیشنهادی خوب، سریع و تاثیرگذاری باشد.

شما سبد مطالعاتی دارید؟ یا از این کتاب‌خوان‌هایی هستید که تا خواندنِ یک کتاب را تمام نکنند، سراغ کتاب دیگری نمی‌روند؟

لطف می‌کنید اگر تجربیاتتان را برایم بنویسید، تا از زوایایی که به چشمم نیامده است هم بتوانم به ماجرا نگاه کنم.