من نوشتن را به حرف‌زدن ترجیح می‌دهم

پیرزنی در من زندگی می‌کند که چند روزی است از تهران بیرون زده و رفته توی یک شهر کوچکِ بیابانی، به دور از شلوغی‌ها دارد وقت زیادی را در اتاقی کوچک سپری می‌کند.

او اساساً آدم گذشته‌نگری است و حسرت هر کارِ کوچک و بزرگی را که باید می‌کرده و نکرده، می‌خورَد. خیلی‌وقت‌ها هم از سر خیرخواهی فراوان با باید و نبایدکردن‌هایش تصویر بهتری را که می‌توانم داشته باشم بهم نشان می‌دهد. فقط هم به من قناعت نمی‌کند و دوست دارد هر مجلس رسمی و غیر رسمی را با اندرزهایش دست بگیرد.

فارغ‌ از آن زمان‌هایی که با عصبانیت بهش می‌گویم من همین که هستم خوب است، بقیه وقت‌ها را بهش کاغذ می‌دهم و می‌گویم بنویس. آن‌وقت یک روز که پنددانم خالی شده باشد می‌خوانم‌شان و اگر ارزش داشته باشد برای شما هم تعریف می‌کنم.

«این روزها پیله کرده که اول بنویس، بعد حرف بزن. می‌گوید اینطوری کسی که واقعاً بخواهد حرف‌هایت را بشنود از کسی که توی رودربایستی می‌خوانَدَت، جدا می‌شود.

بیشتر از هرجایی در وبلاگت بنویس و بدان که خواننده‌های صفحۀ اینستاگرامت مهمان یک روز و دو روز اند. آخرش همان خوانندگان وبلاگ هستند که برایت می‌مانند.

آن‌قدر به بی‌توجهی مردم نسبت به قیمت و قدرِ وقت، دامن نزن و توی راهروی اینستاگرام گیرشان ننداز. به فکر وقتِ مردم نیستی، لااقل به فکر کلاسِ کارِ خودت باش. حرف‌هایت را در این جاهای دمِ‌دستی هوار نزن؛ یک اعلامیه بکوب و بگو من فلان‌جا هستم، اگر دوست داشتید تشریف بیاورید. (حتماً هم بگو که هرکسی دونگ خودش را بدهد، چون اینطوری دوستی‌تان بادوام‌تر می‌شود.)»

از حق که نگذریم، خود من هم نوشتن را به حرف زدن ترجیح می‌دهم. به‌خصوص وقتی آن‌چه را که نوشته‌ام منتشر می‌کنم؛ باور نمی‌کنید با این‌کار چه‌قدر از داشتن دوستان هم‌فکر و هم‌مسیر راهِ دورتان شگفت‌زده می‌شوید.

نوشتن و عمومی‌کردن این نوشته‌ها مرا شجاع‌تر کرده است. و همیشه از خودم می‌پرسم چند نفر حاضرند تلاش‌هایشان را برای زندگی‌ای از هرلحاظ بهتر، علنی کنند؟  

حرف آخر:

من به برنامه‌ریزی روزانه، برای اکنونِ بهتر، ایمان دارم. برای همین هرروز در چند دسته‌بندی  مختلف‌، کارهایم را تقسیم می‌کنم. یکی از شلوغ‌ترین دسته‌بندی‌ها متعلق به خودمراقبتی است:

خوردن میوه دو ساعت قبل از غذا

مصرفِ مکمل‌ ویتامین، کلسیم و… (به توصیۀ پزشک)

مسواک دوبار در روز

استفاده از نخ‌دندان بعد از هروعدۀ غذایی

احوال‌پرسی از خانواده، دوستان و عزیزان

خوردن هفت هشت لیوان آب

استفادۀ کمتر از موبایل

و…

من هنوز موفق نشده‌ام به بهترین شکل از روزهایم استفاده کنم؛ اما تمام موارِدِ نوشته شده در دستۀ خودمراقبتی را هرطور که شده، انجام می‌دهم.

و خاصیت تعهد وحشیانه(!) به خودمراقبتی چیست؟

به من اعتمادبه‌نفس می‌دهد تا دست‌ِکم بعد از هر شکستی، توانِ دوباره شروع کردن را پیدا کنم.

راستی اگر شما بخواهید از خودتان مراقبت کنید چه‌کار می‌کنید؟ لطفاً نظرتان را برایم بنویسید.

نویسنده: فاطمه ابراهیمی

من فاطمه‌ام. بریم ببینیم چی پیش میاد.

9 دیدگاه برای “من نوشتن را به حرف‌زدن ترجیح می‌دهم”

  1. کاش به جای رفته توی شهر کوچک بیابانی
    مینوشتید :
    به شهری کوچک و بیابانی
    یا به شهری کوچک پناه پناه بردم

  2. نمیدونم چرا اما یه مریضی ای که فکر میکنم چند سالی هست بهش مبتلا هستم اینه که دوست دارم فقط چیزهای تازه رو یاد بگیرم و رد شم ، تجربه هایی جدید کسب کنم و رد شم ، بدون مرور اون ها 😔 .
    📌 ایراد من و خیلیای دیگ الان اینه که گذشته مون رو بررسی نمیکنیم که احساس میکنم دو علت داره یکی اینکه عده ی کمی از خودشون دیتا جمع میکنن( که بهش فک کنم بولت ژورنال هم میگن ) و مورد دوم اینکه اکثرا نگاه رو به جلو دارن و به ندرت سعی میکنند به تجارب و آموزه های گذشته شون ، فکر کنند ، باخودشون مرور کنند و سعی کنند از اون ها به نوعی ، عبرت بگیرند …. البته نمیدونم چرا احساس میکنم که کلمه ی عبرت نمیتونه به خوبی منظورم رو منتقل کنه 🤔 فکر کنم کلمه یادگیری بهتر باشه ⬅ از اون ها به نوعی ، یادبگیرند .
    با این مقدمه ای که نوشتم ، فکر میکنم یکی از بهترین کارهایی که میتونیم برای مراقبت از خودمون انجام بدیم جمع آوری داده از رفتارهامون هستش که البته به ظاهر ساده میاد اما راحت نیست . اینکه هر روز ساعت بیدار شدن و خوابیدنت رو یادداشت کنی شاید برای یه هفته آسون باشه ، اما روز 10 به بعد یه چیزی مانعت میشه و فراموش میکنی … که قطعا اینجا باید ادامه داد و نباید ول کرد … برای رفتارهایی که دوست داریم تغییرشون بدیم .
    با کار کردن روی این داده ها بعد یه مدت ، در صورت تعهد به داشتن یه زندگی بهتر ، احتمال خیلی زیاد میتونی اصلاح کنی خودت رو و از گذشته ت درس بگیری . (اگه توجه کنیم جمع آوری داده و اطلاعات ، به همه چی و در اکثر علوم به کار متخصص ها میاد ، چرا پس ما از خودمون داده جمع نکنیم؟!)😅

    1. خیلی هم عالی. با روزانه‌نویسی، تا حدودی هدف جمع‌آوری دیتا محقق میشه. اما اگر سوال‌محور پیش بریم فکر کنم بهتر باشه. بررسی‌ش می‌کنم. ممنون از کامنت‌تون🌷

      1. بله میدونم محقق میشه اما آیا به صورت هدفمند ، جمع آوری میشه یا نه صرفا نوشته ای هست روی کاغذ که تیک میخوره و دیگ بهش نگاه نمیکنیم ؟🤔
        سوال محور پیش رفتن برای مراقبت از خود یعنی چه شکلی ممنون میشم توضیح بدین یا یک مثال بزنین 🙏🏻 خواهش میکنم 🌹

        1. نه منظور من از روزانه نویسی، ساختن چک لیست نیست. یه طورایی همون محاسبۀ نفسی هست که در دین بهش اشاره شده. مثلا من امروز چگونه رفتار کردم. چه کار مثبتی انجام دادم که برای دیگران هم منفعت داشته و اینجور چیزا. به زودی یک پست که بتونم منظورم رو شفاف برسونم می‌ذارم اینجا. ممنونم ازتون

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *